×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more
× im only responsible for what i say not for what you understand
×

آدرس وبلاگ من

cardinal.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/cardinal2

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

.............تادور........تادورتر


براي بالا رفتن از ديوار دستم را حلقه كردم. كمي بيش تر از آنچه فكر مي كردم طول كشيد تا بالاخره ديوار كوتاه آمد. اما من ...
خودم تعحب مي كنم واسه چي هنوز پاي ديوار ايستاده ام؟! و كنارم تا دور ... تا دورتر ... كسي نبود (حتا يك نفر) كه برايم حلقه ببند د. 
از ترس، توي تاريكي شب اطرافم را خوب ورانداز كردم. نه! واقعا در اين درندشت، انگار زمان هم متوقف شده است! انگار ديگر زمين هيچگونه حركتي دال بر وجود جنبنده اي تا دور ... تا دورتر ... نداشت. در ميان ترس و تاريكي شب ... ناگهان، سايه اي روي افكارم تكان خورد. دستش براي بالا كشيدنم از پا درازتر. 
پنجه در پنجه، رها در وهم و خيالات ... روي ديوار خودم را جمع كردم. 
سرم كه بلند شد باغ وسيعي زير پايم بالا آمد كه انبوه درخت، رديف به رديف - تا چشم كار مي كرد - تا دور... تا دورتر ... (حتا تا آنطرف و آنطرف تر ها كه توي ترس و تاريكي شب پنهان بود) ادامه داشت. براي اين كه بيش تر از اين سرگيجه نگيرم به كمك كف دست ها چشمم را بستم 
رديف درختان باغ با قدي كشيده از هر طرف كه فكر مي كني شاخه روي شانه ي ديوار انداخته بودند  
نمي دانستم باغ مال چه كسي است. البته خيلي هم فرق نمي كرد.
يعني مال هر كسي باشه فرق نمي كنه؟
البته كه فرقي نمي كند 
من به اندازه (فقط به اندازه) ي سهم خودم از رديف شاخه هاي تو در توي درختان نزديك تر چيدم! در حال پائين آمدن از روي ديوار، (درست موقع پايين آمدن از روي ديوار) تازه متوجه شدم تا دور... تا دورتر ... 
انگار آدم هايي شبيه من (يعني تقريبا آدم هايي شبيه من) از ترس، توي تاريكي شب تا دور ... تا دورتر ... روي ديوار خم شده اند، و هر كس به اندازه (فقط به اندازه) ي سهم ترس و تلاشش از انبوه رديف درختان كناره هاي ديوار تا دور ... تا دورتر ... را بر داشته است


جمعه 16 دی 1390 - 6:03:19 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://shogh.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   7:46:09 PM

ببین حاج رضا باز گفت. باز گفت بعد تو برو پر مرغای تو هوا را بگیر

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   7:32:36 PM

نه حاجی نبودم حوضخونه تازه اومدم.....یه ذره گرم کنم ..میپرم

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   3:53:04 PM

آفرین عمو جون یاد گرفتی.؟؟...حالا بدو برو بازی واسه امروزت کافیه

http://cactus-rahi.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   3:37:48 PM

صحیح

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   3:24:27 PM

پنج انگشت میشود یک وجباااااااا

http://cactus-rahi.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   3:19:28 PM

عجباااااااااااا

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   2:44:24 PM

البت که همینطوره ..خونه بنده وجنابعالی نداره داداش اما این زنگ زد داشت در میرفت گرفتمش گفت خونه آقا رضا؟؟؟ دیگه اینجوری شد که دیدی....ما مخلصیم

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   2:37:02 PM

نه بابا پاکش نکن...شوخی کردم ...تازه آدم که نباید از عنوان کردن حقیقت خجالت بکشه....پاکش نکنی ها

http://donya1362.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   2:07:59 PM

vayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy

beram postamo pak konam aberoom raft

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   1:55:11 PM

اشتباهی عوضی گرفتی دنیا خانوم خونه داش رضا دوتا کوچه پایین تره.......طفلک...گفته بودی فراموشی گرفتی من باور نکردم

http://donya1362.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   1:54:57 PM

eshtebah goftam

merccccc daruosh jan

http://donya1362.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   1:53:35 PM

mercccccccccc reza

http://milad-zartosht.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   1:09:43 PM

درود آقا.اومدم عرض ادب یه نگاهیهم به مطلبت انداختم.خیلی باهاش حال کردم.

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   12:50:19 PM

 دمت گرم مشتی......کوچه باغای ....انگور و آلوچه رو عشقه اونم تو شب مهتاب

http://alimor.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   12:43:05 PM

سلام داریوش جون خیلی می خوامت به مولا

حال احوال؟

آقا مطلبت حرف نداشت ایول

http://m32.gohardasht.net.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   11:30:21 AM

سلام جالب بود موفق باشید

http://shogh.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   10:48:53 AM

"دلم دیوار میخواهد" حمید طاهری

           

دلم دیوار میخواهد

بدون آجر!

دیواری که فقط

تو آنسوی باشی و من اینسوی

ازش بالا برویم دوتایی

دستهای هم را بگیریم...... و از سیبهای آمده تا آن بالا...... بچینیم

و تو ........ستاره ات را .........روی آسمان....... نشانم دهی

که منم

و من آسمانم را ........نشانت بدهم

که تویی

تا...تو لبخندت را..... روی سیب نقاشی کنی

و من لبخندت را .....روی لبهایم نقاشی کنم

و تو باشی ومن...و...آسمون و تو و من!

دلم دیوار میخواهد

بدون دیوار!

تو بالایش بنشینی .....و من بالایش بایستم ،آسمان را آبی نقاشی کنم !

و زمین را کنارِ ماه

دست در گردن،........ سبز نقاشی کنم!

و جنگلی را .......هوا بکشم..... که باهم....... سبز تنفس کنیم

که ابرهایش

شبیه چشمهای تو....... جنگل را آبی کند

وقتی که چشمهایم را.... آبی میکنی

دلم دیوار میخواهد

بدون آهن!

تو دستهایت........... را به من بدهی!.

و من تورا .......تا خانه ای که بدون دیوار....... نقاشی کرده ام

به آغوش بگیرم ..............و پرواز را نشانت بدهم.!

دلم دیوار میخواهد

بدون پنجره!

تو آسمان را باز کنی............ و پرواز مرغهای دریایی را........... تماشا کنی

و من پرواز را نقاشی کنم بدون بال

و تو دستهایت را بازکنی........... و ادای مرا در بیاوری

دلم دیوار میخواهد

بدون کاغذ!

دیواری که......... هرچه خواستیم.......... رویش نقاشی کنیم!

تو من را در آغوشِ ............خودت تصویر کنی و

من تو را در آغوشِ ............خودم تصویر...

و تو باشی و......... من

و من باشم و ........تو

فلانی نوشت: دیوارهایم آجر شدند ، تورو خدا یه بار به خوابم بیا...

 

http://kavemlm.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 17 دی 1390   12:24:40 AM

 دادا از دور دور تا دور دور رو!

http://mry_hbp.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   11:01:29 PM


...  وَ بمیرم
اما چنین نشد وَ نخواهد شد

http://merinaz20.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   10:24:38 PM

حالت بعدیش این می تونه باشه که من وااااااااااااقعا حس می کنم سهمی ندارم که ندارم که ندارم

http://merinaz20.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   10:22:57 PM

یا من حالم خوش نی قدرت درکم اومده پائین یا من درب و داغونم و دیگه کشش حتی بالا رفتن از دیوارو ندارم ..حتی به اندازه سهمم !!!

اگر سهمی مانده باشد...و

http://azad2011.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   8:13:03 PM

سلام پشت هر ترسي منفعطي هست هميشه وهر منفعتي نياز به تلاش داره مي مونه ديوار بلند بودن يا كوتاه بودنش بسته به طرز فكر ما در موقعيتهاي مختافمون داره   اميدوارم مطلب شمارو درست فهميده باشم با بيان اين نظرم؟

http://shogh.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   7:03:38 PM

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 16 دی 1390   6:34:26 PM

 هیچی حاجی وقتی یه مطلب طنز هم تحمل نمیکنن  و حذفش میکنن ...بهتر اینکه آدم برگرده به دخمه ی هزار توی خودش و اباطیل خودشو ....چه میدونم توهماتش ... وصله پینه هاش رو بیاره بالا به اسم مطلب بریزه این تو.....شاید یا ازش سر درنیووردن و  بیخیالش شدن یا دیدن  دم کسی این تو گیر نیست دست از سر کچل این گوشه ی حوضخونه برداشتن.....همین 

آخرین مطالب


جان من است او


big bang


فانتزی بُعد یازدهم


its a mans


it takes



infinity


اولین قانون جهان


soridan


fantasy


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

377339 بازدید

135 بازدید امروز

1072 بازدید دیروز

2808 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem