×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more
× im only responsible for what i say not for what you understand
×

آدرس وبلاگ من

cardinal.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/cardinal2

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

رحمان

رحمان آدم آشغالی بود. نمی شد از همون اولش گفت که آدم آشغالیه. اما بود. یه کم که میگذشت رو هوا می زدی که چجوریه. هر چقدر خواستم براش توضیح بدم آدم آشغالیه متوجه نشد. نمی تونستم مستقیم بگم. هوش بدنش کم بود. یه جورایی فقر هوش داشت. هوش هم که ویتامین نیست تو موز باشه. یه چیز ذاتیه. عین کک و مک.
وقتی حرف میزد آب از لب و لوچه ش راه می افتاد اما اصلا اهمیت نمی داد. از اونا که آب دهنشون مدام میپره رو دستُ صورت آدم. اونوقت روت نمیشه پاکش کنی و مجبوری خودتو بزنی به اون راه، ولی تا آخر حرفاش حواست به آب دهنیه که رو دستت افتاده. یواشکی هم موقعیت آب دهنشو برانداز میکنی.
یه خرس واقعی هم بود. اونقدر گنده که پیش خودت فکر میکردی الانه که بترکه و آت و آشغالای توش بریزه رو سر و کله ت. شرک 1.
از ملاحظه هم سر در نمی آورد. مطمئن بودم اگر بهش میگفتی "ملاحظه" یعنی چی، بهت میگفت باید یه سر به فرهنگ لغت بزنه چون معنیه این کلمه رو نمی دونه. از هرجا که حرف می زدی بحث رو می کشوند به ماجرای خودش که داره هر روز با یه آدم تازه می خوابه...می گفت خوبیش اینه بعدش یارو میره...بدون اینکه بهش دل بسته بشی. گفتم مگه زن نداشتی؟ گفت داشتم طلاقش دادم. گفتم چرا؟ گفت جفتک مینداخت. گفتم به همین راحتی؟ گفت به همین راحتی. بعد دست کرد تو جیبش کیف پولشو درآورد. عکس یه زن نشونم داد گفت این زنم بود. گفتم عکسشو چرا نگه می داری؟ گفت واسه اینکه...
یادم نمیاد گفت واسه چی عکسشو نگه میداره اما مطمئنم یه دلیل مزخرف سر هم کرد...از اون دلیلا که آدم میگه این یارو هیچ بویی از حیا نبرده...
تمام مدت حرف زدنمون حواسش به انگشتر فیروزه ای بود که دستم انداخته بودم. حسابی حرف میزد و من تا یه جمله میگفتم می پرید وسط حرفم که " شیکر میون کلامت. از کجا خریدی؟" وقتی می گفتم فلان جا یه کم سر تکون می داد و دوباره نیم ساعت یه بند حرف می زد. نیم ساعتش که تموم می شد، تا من دهن وا میکردم می گفت شیکر میون کلامت گفتی چند خریدی؟...
طاقتم تاخت شده بود. هر جور می خواستم تمومش کنم پا نمی داد. حوصله م هم سر رفته بود. تجسم کردم یه ماهی گنده س تو یه تنگ گنده داره دهنشو باز و بسته میکنه...
تا اومد "شیکر..." بگه انگشتر رو درآوردم و گفتم مال تو. ازم گرفت و هر کاری کرد تو هیچ کدوم از انگشتاش نرفت. انگشتر رو پس داد و گفت: یکی رو می شناختم یه زن داشت که زنش عاشق سنگ فیروزه بود...هر دفه زنشو می دیدم آبی بود. آخه سر و کله ش پر از گوشواره و گردنبند فیروزه بود. بیچاره دوستم هر چی داشت واسش خرج میکرد چون زنش دوست داشت فیروزه هاش روی طلا سوار بشه...سیرمونی هم نداشت...
گفت باید بره. گفتم چی شد؟ گفت هیچی! گفتم خب بقیه ش؟ گفت بقیه چی؟ گفتم زن دوستت چی شد؟ مُرد؟ گفت آهان...نه زنده س...
این مزخرف بی سر و تهش که تعریف کرد اونقدرها هم عجیب نبود چون رحمان آدم آشغالی بود.
گمونم چند ماه بعدش بود که رحمان رو دیدم. روبرو یه طلا فروشی پشت شمشادا وایساده بود. خواستم برم جلو که در طلا فروشی باز شد و یه زن آبی اومد بیرون. پر از فیروزه. پشت سرش صاحب طلا فروشی اومد بیرون. کرکره رو کشید و دوتایی سوار ماشین شدن و رفتن. رحمان اونقدر وایساد که ماشین لای ماشینای دیگه گم شد. می دونستم باید اونجارو ترک کنم...اولین بار بود که دلم واسه یه آشغال سوخت

دوشنبه 30 تیر 1393 - 11:37:01 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   6:15:50 PM

 https://lh5.googleusercontent.com/-iyGRFEEwbVE/UL7R0i88I4I/AAAAAAAAAR8/2X6wmbK1qF0/w497-h373/%25D8%25B9%25DA%25A9%25D8%25B3%2B%25D8%25B9%25D8%25A7%25D8%25B4%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%2586%25D9%2587.gif

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   5:57:14 PM

راستی گل پسر حال دوست مشترکمون چطوره؟

یعنی بمیرم که بعد از چندسال از رو نوع نوشتار تشخیص ندم کی هستی و دقیقا کجات داره میسوزه.

نمیدونم به سفارش همون دوست مشترک اومدی جفتک پرونی یا بعد از آخرین پیام که زیرآب پوریا رو داشتی میزدی زدم سرِ پوزت حالا اومدی مثلا تلافی

خوب بچه جون تو که چراغ اصلیت روشنه با همون هویت خودت میومدی بی وجود!

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   5:28:10 PM

کرور کرور قلب تقدیم به داریوش نازنین

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

http://images.persianblog.ir/421407_fPtcWFZo.jpg

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   12:16:35 PM

Likes 1

بانو بهانه ممنون از لطف و بزرگواری همیشگی شما

گله ای نیست خانم . هرچه نباشد شما بنیانگذار کامنتهای تصویری هستید و این شناسنامه قابل ااحترام.

.

.

از عمیق ترین نقطه به آب میزنم

در آب ها دری باز می شود؟

شاید...نمیدانم

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:39:25 AM

قربان شرمنده ازاینکه کامنتهام خیلی ربطی به پست شما نداره 

رسم بی تو بودن ست

که هر شب 

در رویای من پا می گذاری

تا برای داشتنت در بیداری

خواب های من

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:35:33 AM

این روزها همه آدمها درد دارند
درد پول..درد عشق
درد تنهایی
این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم !

چند وقت ِ مثل این کامپیوتر ها
کمی که آزادم میگذارند
با چشمانی باز به خواب میروم
نمیدانم اگر کسی ص

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:31:17 AM

آغوشت زیر سوال می بَرَد
تمام قرص های
آرام بخش را...
"مصطفی کشاورز"

آغوشت زیر سوال می بَرَد

تمام قرص های

آرام بخش را...

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:29:33 AM

از تو دور شدم
مثل ابر از دریا!
اما هرجا رفتـم، باریدم . . .
شاعر: رسول یونان

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:27:43 AM

دویدم
پر از شوق دیدن!
رسیدم؛
به روی خودم در گشودم؛
نبودم . . .
شاعر: محمدرضا عبدالملکیان  

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:26:19 AM

 چه حــــــــــالی میــــــــــــــــــــده..
یکی اینقده دوستت داشته باشه که..
بقــــــــــیه بهت ح

http://violetflower.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 1 مرداد 1393   11:18:44 AM

ضمن عرض سلام خدمت دوست محترم داریوش عزیز

مثل همیشه خیلی جذاب بود..

راستی شیکر میون کلومتون آخرش نگفتید اون انگشترفیروزه

چند قیمت بود؟؟ ولی به نظر من قیمتی تر از حجب و حیا و شرف

 وآبروی یه زن نمیتونسته باشه 

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 31 تیر 1393   7:26:40 PM

Likes 1

بانو یلدا :

میدانی

سخت است حرف زدن

کسی باید بیاید

و با دستهای سپیدش

کلمات را از دوطرف بغل کند ...

http://2darajahzireshab.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 30 تیر 1393   4:37:25 PM

Likes 1

بادرود درست نوشتين جامعه پرشده از اين آدما متاسفانه

درياداشتي از شهدا نوشته بود وقتي آبادان را عراقي ها گرفتن جسددختر لختي را آويزان كردند براي پايين آوردن جسد لخت دختر 3شهيد دادن الان چي شده كه دخترارو لخت ميكنن نميدونم متاسفم 

آخرین مطالب


جان من است او


big bang


فانتزی بُعد یازدهم


its a mans


it takes



infinity


اولین قانون جهان


soridan


fantasy


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

375901 بازدید

277 بازدید امروز

264 بازدید دیروز

2201 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem