×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more
× im only responsible for what i say not for what you understand
×

آدرس وبلاگ من

cardinal.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/cardinal2

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

مرد بودن یعنی

مثل همیشه همزمان با باز کردن نوار پلاستیکی بسته سیگار به آرزویم فکر می کنم. در پاکت را باز می کنم اولین نخ را بیرون می کشم سر و ته می کنم می گذارم جای خودش. این یادم می اندازد که بعد از نوزدهمین نخ آرزویم را بخواهم. انسان با همین آرزوهاست که زنده است. یک نخ دیگر می کشم بیرون و می گذارم روی لبم نگاهی به خیابان می اندازم، موسیقی توی گوشم اوج می گیرد. تمامی سازها یک سمفونی زیبا را همنوازی می کنند، ماشین ها توی چشم من کشیده می شوند.. رد ماشین ها توی خیابان ها می ماند، با پایم روی کف آسفالت ضرب می گیرم و سیگار را می گیرانم. اولین پک را که می زنم آرزویم از یاد به باد می رود. میدانید ، مرد بودن غریبگی دارد. درد هم دارد، گریه هم گاهی دارد. دردش درد زایمان نیست، دردش کشیدن انتظاریست که پشت در اتاق زایمان می کشد. انتظار برای عشق؛ انتظار برای میعاد؛ انتظار برای وصال، انتظار برای هر درد بی درمانی .انتظار کشیدن، درد کشیدن و دَم برنیاوردن. بی شک که انتظار را کشیدن درد دارد مرد بودن یعنی  درد داشتن. دانستن و نگفتن .توانستن و انجام ندادن . تکیه گاه بودن وبی تکیه گاه بودن. درد داشتن یعنی برف شدیدی ببارد و خیابان را تنها گز کنی.یعنی خیابان را بدون مقصد رد بشی. یعنی یقه پالتو ات را بدهی بالا ماشینی که از کنارت رد می شود بیافتد توی چاله و کثافتش را بپاشد روی تو و تو دستت را آرام بیاوری پایین و شلوارت را تمیز کرده نکرده بلند شوی و به راهت ادامه بدهی. درد داشتن یعنی همین امشب .یعنی بروی  ساحل مرجان زیر یکی از آن آلاچیق های  مسافرکُش اش. بروی توی قلیان. از شلنگ چرمی اش عبور کنی برسی به تاریکی، دور بزنی بروی توی شیشه آبی که حالا گرم شده و دودی. آن جا کنار توتون های ریخته به آب بشینی و به رویاهایت فکر کنی.پکی بزنی و از نی قلیان بروی بالاتر کنار توتون ها آتش را حس کنی که داری می سوزی که داری توی منجلابِ سفید و سرد می سوزی. صدای سوختن توتون برود توی گوشَت و تو برای آینده ای که پلان بندی اش کردی نفس ت را بدهی بیرون. آینده ات دود شود برود هوا. بخار شود. سفید شود و بعد دیگر نباشد. قاطی اکسیژن موجود توی فضا بشود و تو دیگر نبینی. درد یعنی اینکه تو آینده ات را نبینی. باد سرد و مرطوب دریا بریزد روی سروصورتت و تو چای را قند پهلو کنی و یک ریز سر بکشی و بگی : آخ. درد یعنی همین آخ گفتنِ مردی تنها نشسته روی تخت قهوه خانه ساحل مرجان.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موزیک :عروسی مردگان

آهنگساز: دنی آلفمن

جمعه 2 اسفند 1392 - 9:28:07 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 2 اسفند 1392   9:52:12 AM

روزی شاهد مطلب جالبی تو یک مغازه عطر و ادکلن فروشی بودم .پیرمرد و پیرزنی بالای هفتاد سال .خوش لباس و البته باسواد آمده بودن خرید .پیرمرد درجواب فروشنده که مدام شیشه های عطرش را عرضه میکرد و میگفت این خوب است  آن بهتر است ،گفت عطر مثل موسیقی میماند .نمیشود گفت فلان موسیقی بد است اما ذائقه ها متفاوت است .

حالا ذائقه ما اکثرا گردِ موسیقی بیکلام و کلاسیک میچرخد و البته موسیقی مغرب زمین از نوع (old song)

بارها دوستانی که حتی نمیشناسمشان کارت و پیام داده اند و اسم موزیک را پرسیده اند و بنده هم جواب داده ام .از این پست چنانچه فراموشم نشود مشخصاتِ موزیک را در پایین مطلب قرار میدهم

باشد که رستگار شویم

آخرین مطالب


جان من است او


big bang


فانتزی بُعد یازدهم


its a mans


it takes



infinity


اولین قانون جهان


soridan


fantasy


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

375904 بازدید

280 بازدید امروز

264 بازدید دیروز

2204 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem