×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more
× im only responsible for what i say not for what you understand
×

آدرس وبلاگ من

cardinal.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/cardinal2

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

این ره که تو میروی به ترکستان است

اصلا مرض دارم من ،همین که چند تا مطلب مثلا عاشقانه و از این خزعبلات مینویسم ومیپستم این تو، خودم رودل میکنم  هر چی نگاه میکنم میبینم با حال و هوای این روزهای خودم جور نیست . نه اینکه جزء ملقمه های این ذهن درهم برهمم نباشد اما در چند روز گذشته متاسفانه برای هزارمین بار متوجه یک درد و بدبختی اساسی شدم که هر بار خودم را دور میزدم و بشکلی زیر سیبیلی ردش میکردم ولی  وقتی چشم تو چشم نگاه میکنم به این عجوزه ی مصیبت که سایه اش بر سر من و ما سنگینی میکند باقی دردها به گوشه جیب شلوارم سُر میخورند و از سوراخ جیبم میریزند زمین و ازشان رد میشوم . وقتی همراه با قافله ای شدی که راه به جایی نمیبرد و همچنان دور باطل میزند همان بهتر که سرِ خرت را کج کرده و از این کاروان خوشبتی فاصله بگیری که مشکل به اینجا ختم نمیشود که راه را نابلد هستند، این فاجعه ریشه در تفکروفرهنگ مردم دارد .بالا وپایین مملکت را همین تفکر کاهگلی پوشانده ، مملکتی که قیصَرش اِلّا به لاحکم الا بالناموس، پاشنه ور نمی کشد و بر بیشتر رعیّت هایش  نام رضا نهاده اند که رضا به داده دهند و گره از جبین نگشایند. باری حرجی انگار نیست بر مردمکانی که قانون را مترسک می دانند و خردورزی، برای شان تنها تصویرِ آدم برفی ای ست در تابستان . بس که به سینه کوفته اند وخطاب به فلکی که در قامت کریم ، کودوم کریم؟؟ !! کریم آب منگل بر آن ها نازل شده ،چیزی غیرِ الهی جِزّ جگر بگیری گفتن ندارند. راه طی ناشده ی دموکراسی در ایران از سنگلاخی به نام قانون می گذرد سنگلاخی که روشنفکران فراری از خانه اش ، تنها سنگ از جلو برداشته اند وبه پشت سر پرتاب کرده اند..باری چه مسعود است آرمان دموکراسی و چه کیمیاست وصالش...درفوران غرب زدگی وعَرب زدگی وشرق زدگی و پفیوز زدگی و بی همه چیززدگی، یک زنگ زدگی دیگر هم هست که از همه شان اما خطرناک تر است وآن چیزی نیست جز: خودزدگی. خودزدگی همان خودارضایی اندیشه گی ست ونمودش همین پرسش می شود که آن چه خود داریم را چرا از بیگانه گدایی کنیم؟ این تفکر را روشن فکران ره گم کرده ی دهه ی چهل بیش تر پروبالش دادند ونتیجه اش رسید تا حوضچه ی اکنونی که ما در آن زیست می کنیم.حوضچه که نه: مرداب. چرا؟

شعار حکومت در دهه ی شصت را یادشان هست بعضی ها: خودکفایی اقتصادی  از راه کشاورزی محور استقلال. نتیجه این شد که کشاورزی در کشوری نیمه بیابانی چون ایران شد سرلوحه ی خودکفایی اقتصادی.بعد هرچه آب شرب وغیر شرب بود رفت پای گندم ها ومحصولات استراتژیکی چون چغندر!.بعد هی آب که کم آمد دست به دامان سدها  شدند و چونان سگ آبی هر جا سدی عَلم کردند وبعدش دریاچه ها وبعدش هم که آب هی کم وکمتر شد رفتند سراغ چاه های عمیق وآخر همین شد که می بینیم: خشک سالی و خشک شدن دریاچه هایی چون ارومیه،پریشان یا بختگان... حالا ردّ همین تفکر را در دیگر حوزه ها به ویژه در حوزه ی اندیشه ورزی و فرهنگ نیز دنبال کنید.وقتی که بر سردرسینماها جز پلاکارد فیلم ایرانی نمی بینید، وقتی که آشپزهای تلویزیون جز روش طبخ غذای ایرانی چیزی دگرآموزش نمی دهند،وقتی که تفکر رانتی نفتی، در تمامی ارکان زندگی ما راه می یابد، وقتی که ایران بی بهره از رفت وآمد توریست ها می شود، نتیجه همین می شود که می بینیم: سترون شدن تفکر در قحط سالِ خردورزی با دستاویز خودکفایی فکری...

کلام آخر از مهاتماگاندی: من نمی خواهم به دورِ خانه ام دیواری بکشم و پنجره هایم را بپوشانم. من دوست دارم تمامی فرهنگ های جهان با آزادی کامل به خانه ام بوزند. اما نمی گذارم زیر پایم را سست کنند. من نمی خواهم در خانه های دیگران مثل یک برده و گدا زندگی کنم.

جمعه 3 آبان 1392 - 12:37:23 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://www.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 4 آبان 1392   2:41:34 PM

به خودم تبریک میگم با تاخیر موفق شدم!!!!

http://www.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 4 آبان 1392   2:40:16 PM

سلام و درود فراوان. اینقدر نمک به زخم ما نپاشین جناب داریوش! من از این خسته ام که می بینی* * **** تیرگی هست و شب چراغی نیست! از کشاورزی گفتین و داغ دل منو تازه کردین ! همه افتخار ما اینه که چند سال پیش در تولید گندم به خودکفایی رسیدیم! در تولید چای هم از بس خودکفا شدیم که به کود تبدیل میکنیم! نمیدونم چرا شما به چغندر پیله کردین؟! مگه دیشلمه میل نمی فرمایید؟! نکنه دچار غرب زدگی شدین!!! درسته که دریاچه خشک شدن ولی احداث دریاچه جدید در کویر با یه اکولوژی بی نظیر در خاورمیانه تو راهه! البته با اجرای این طرح به اراضی ساحلی خزر هم اضافه میشه و با اتمام طرحهایی مثل ساخت فرودگاه بین المللی در رامسر صنعت توریسم هم رونق میگیره. البته کلنگ یه هتل فول استار هم چند سال پیش در همین شهر زده شد که بعدها تعدادی از ستاره ها خود به خود کم شدن! جای نگرانی نیست، چون بزرگترین هتل خاورمیانه و یه پایانه بین المللی کشاورزی در سلمانشهر (متل قو) طی چندین سال با اختصاص بودجه های کلان همچنان در دست ساخته! اینو هم بگم که از 5 سال پیش جلوش نوشتن 365 روز تا پایان باقیمانده!!! در مورد آشپزی بی انصافی کردین چون برنامه های دنباله دار عمو بهونه رو ندیدین ! این همه غذای مدرن با ذایقه ایرانی زحمت کشیدن و آموزش دادن ! همه اینها یعنی اینکه مسوولان به فکر ما هستن ولی نمیخوان از ارزش فرهنگی ما کم بشه و از اصل خودمون فاصله بگیریم!!! یا خدای نکرده نسل بعد دچار دوگانگی فرهنگی بشه! با توجه به این مطالب بد نیست به نوشتن عاشقانه های زیبا ادامه بدین ما کلی از خودمون مایه گذاشتیم تا درباره اونا نظر بنویسم تو رو خدا نگین خزعبلات!!!! ممنون

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 3 آبان 1392   11:01:54 PM

Likes 1

خانم بهار . یک گونی از تخمتان بخورد تو فرق سر بانوان سیبیل دارِ بی تخمِ خواننده ی این صفحه!

خانم نیکی . ممنون از نظر انتشار نیافته ی شما .

http://www.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 3 آبان 1392   6:50:33 PM

http://cardinal.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 3 آبان 1392   3:23:42 PM

پی نوشت را اینجا میگذارم:

یک مثقال تخم کیمیاست در این زمانه ، مرد و زن هم ندارد.

آخرین مطالب


جان من است او


big bang


فانتزی بُعد یازدهم


its a mans


it takes



infinity


اولین قانون جهان


soridan


fantasy


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

377313 بازدید

109 بازدید امروز

1072 بازدید دیروز

2782 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem