×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more
× im only responsible for what i say not for what you understand
×

آدرس وبلاگ من

cardinal.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/cardinal2

لیست دوستان

× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

چنار عباسعلی

 
آورده اند که حرم سرای عریض و طویل" ناصرالدّین شاه" هر روز شاهد دعوا و رقابت های پنهان و آشکار بود، روزی کنیز یکی از بانوان حرم، مرتکب خلافی می شود و از آن رو که می دانست بانو عصبانی خواهد شد و تنبیهش می کند، تا قبل از آنکه خبر به او رسد خود را به" ری" رسانده و در" عبدالعظیم" بست می نشیند، خبر بست نشینی کنیزک که به شاه می رسد از بانوی حرم می خواهد، گناه کنیز را ببخشد؛ البته این بست نشینی و خروج کنیز از حرم، شاه را به فکر می برد که چاره ای کند تا اهل حرم به هنگام حوادثی این چنین پا به خارج حرم نگذارند و در همان اندرونی، امکان بست نشینی برایشان فراهم باشد!
 فکر بکری به ذهن شاه رسید، بانوئی گیس سپید از اهل حرم را دستور داد تا به دروغ این خبر منتشر کند که خواب نما شده و به او خبر داده اند که در پای چنار کهن سال" گشن شاخ" در توی محوطه اندرونی امامزاده ای به نام" عباسعلی" مدفون است
 
  Description: cid:1.1535985421@web37305.mail.mud.yahoo.com
  این خبر که در حرم پیچید،همه خوشحال از اینکه امامزاده ای در اندرون دارند از شاه خواستند که دور چنار را نرده کشد و علم و کُتل آویز کند
 شاه دستور داد اطراف چنار نرده کشیدند و اینگونه شد که آنجا را "چنار عباسعلی" نام گذاشتند، هر که حاجتی داشت و مبتلا به گرفتاری می شد رو به امامزاده ی تازه کشف شده می آورد و دخیل می بست
 زن های شوهر مُرده، کنیزکان کُتک خورده، یتیمان درد کشیده، مقروضان گرفتار شده، راه ماندگان دست خالی مانده، عاشقان به وصال نرسیده، خلاصه هر مصیبت کشیده ای رو به سوی چنار عباسعلی آورد و کم کم پاتوق هر چه بدبخت و بیچاره و درمانده ای شد!
 "ناصرالدین شاه" هر چند این حیله به خرج داد تا گرفتاران اهل حرم برای بست نشینی ناچار به خروج از حرم نشوند اما به مرور این امامزاده صاحب شجره نامه و زیارتنامه و برو و بیائی شد تا در پناه این قداست ساختگی، آنچه که مردم از ظلم و بی عدالتی شاه سراغ داشتند را فراموش کنند
 Description: cid:2.1535985421@web37305.mail.mud.yahoo.com
علم ها و کُتل های برافراشته و پارچه های تکّه تکّه شده و گره خورده بر شاخه های چنار قداست یافته و دیگ های آش و پلو نذری در پای چنار و دعاها و وردهای ساخته شده نیز کم کم مردم را مشغول به آنجا کرد، طوری که پناه جستن به "عبدالعظیم حسنی" و قداست راستین او می رفت که جای خود را به" چنار امامزاده" ای ساختگی در توی حرم شاه بدهد!
 وه !!... که چه حیله ای است و چه می کُند و چه قدرتی دارد، این" آئین گرائی مذهبی " آنجا که بدل بسازند برای دور ساختن از "اصل" تا مردم مشغول باشند و مجالی برای فکر نیابند.
قداست های ساختگی و بدلی، اینگونه اند که هم از اصل و نسخه ی واقعی دور می کنند و هم به مانند "ابزار" وسیله ای برای سوء استفاده تا در فرصتی مناسب در پناه سینه های چاک شده و فریادهای به آسمان رسیده و تعصّب های به جوش آمده، هر چه حقیقت و راستی است به قربانگاه رود!
 ایرانیان از آن رو که دینمدارند، همین مسئله متاسفانه زمینه ای است تا گاه عده ای با طرح ادعاهای عجیب و غریب و قداست های من در آوردی، سوءاستفاده سیاسی از مردم کنند و وقت مناسب خودش از آن همه شور و فریاد و گریه و دخیل بستن به نفع مرام سیاسی نه چندان روشن خود بهره گیرند!
البته که در این بین قشری گری و سطحی نگری و ساده لوحی برخی متدینان نیز بهترین کمک برای سیاه اندیشانی است که در صدد سوءاستفاده اند.
چه بر سر دین می آید ؟!! آن گاه که "قشری گری مذهبی" به یاری حیله گران ریاکاری بیاید که می خواهند دین را همچون ابزاری در اختیار خود گیرند
  چنار عباسعلی به عنوان نمادی از "قداست های ساختگی" اگر الآن به پا نیست، امّا بی شک ریشه هائی داخل در جهل و نادانی توده ها، همچنان قابل رویش دارد و باقی است
یکشنبه 1 مهر 1391 - 1:50:31 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://mahmonir.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 5 مهر 1391   12:38:12 AM

من به این باورم که هر مزاحی که توی مردم رایج میشه ریشه در واقعیت داره مثلامیگن فلان طایفه درخواست کردن که تو ده ما امزاده نیست برامون امامزاده بزنید

خوب این شاید در ابتدا مضحک بهنظر بیاد اما واقعا درده ماست

منم متاشفم به نظرمنم الان نمیشه به هیچ امامزاده ای اعتماد داشت که حتما امامزاده است

yag

yaghotsaeedy

http://yaghot.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 1 مهر 1391   3:54:01 PM

 کاملا با حرفهای شما و استاد عزیز موافقم 

اینقدر به نام دین و اسلام هر کاری خواستن کردن که دیگه همه چیز و همه کس شک پیدا کردیم 

وقتی لقب امام و به هرکسی که میرسه میدن انسان شک میکنه به اینکه ایا قبلی ها هم همینطوری بودن !؟؟؟؟

امام زاده و زیبارتکاه هم که مکانی شده برای پول دراوردن از مردم ساده لوح 

http://irajkhan404.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 1 مهر 1391   3:25:06 PM

درود دوست دوران کودکیمون که سالهاست در انگلیس کارخانه دار شده 26 سال پیش برام تعریف نمود : چوپانی داشتند که از بچگی براشون چوپانی میکرد قبل از رسیدن به سن سربازی سگ پیر گله گوسپندان می میرد و وی که بیکار در حین چرای گوسپندان بوده  چاله ای می کنئ و سگ وفادارش را دفن می کند بتدریج در روزهای بعدی سنگهای اطراف را جمع و بر قبر وی می چیند تا  علایمی باشد که قبرش را شناسایی نماید و هم تفریحی براش بوده خلاصه دو سال میرود سربازی برمی گردد باز شغل قبلی خود را بدست اورده و میرود به بیابان برای چرا تا روزی گذرش به همون قبر سگه میافتد می بیند بر جاه و جلالی پیدا نموده و متولی رندی پیدا نموده و تبدیل به امامزاده شده!؟ برگشته موضوع را به پدر دوستم حاج علی اکبر که مردی ملاک و مذهبی بود (درغیاب اخوند ها منبر هم خودش میرفت / د عا نویسی هم می کرد صیغه هم می خوند و 4 زن +چند صیغه ای هم خودش د اشت حاصلش 16 فرزند بود که یکی دوست من بود) پس از متوجه شدن تبدیل قبر سگ به امامزاده مصلحت را در عدم فاش قصه میداند و علتش را هم می گوید اگر مردم بدانند که این یکی قبر سگه سایر امامزاده ها هم زیر سئوال خواهند رفت و قداستشون کم رنگ خواهد شد، اینطوری شد که اون امامزاده بوجود امد اغدرسش هم حدود 3 کیلومتری مقبره سلطان سنجر شاه فراری شکست خورده ایرانی معروف تاریخی مونه که مقبره وی هم به امامزاده سلطان / حضرت سلطان معروفه - رازی خانم سری به انجا بزنید حضرت سلطان معجزه می کند به ویژه درفصل بهار خوش اب و هوا نیز میباشد من دو بار در کودکی و طبق عرف محلی در سیزده بدرها انجا مردم می رفتند بساط کشتی و اسب دوانی و ساز و دهل و گارمون و کمانچه و تار دایره زنگی براه بود_(پیک نیکی خانواده گی سیزده بدرمون انجا بود یادش بخیر)؟

http://shogh.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 1 مهر 1391   2:25:29 PM

بعد یعنی مثلا الان اونجا حاجت هم میداده؟؟؟؟؟؟؟

بعد الان اونجا که نوشتین دقیقا چی ببندیم حاجت میگیریم؟؟؟

روسری؟؟؟ قفل؟؟؟پارچه سبز؟؟؟تسبیح؟؟؟

بعد یعنی الان چنار عباسعلی دیگه نیست؟؟؟

چیکارش کردن؟؟؟

قطع اش کردن؟؟؟

حیف

حتما حاجت میداده دیگه

نــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟

آخرین مطالب


جان من است او


big bang


فانتزی بُعد یازدهم


its a mans


it takes



infinity


اولین قانون جهان


soridan


fantasy


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

375909 بازدید

285 بازدید امروز

264 بازدید دیروز

2209 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem